شاید

حالا تو هی نیا....

حالا تو هی نباش

همین که می دانم صبح ها چه ساعتی بیدار می شوی ,کافیست...

همین که می دانم چه ساعتی از شب ,غرق در خوابی.

همین که می دانم کدام آهنگ برایت عزیز است و بار ها به آن گوش می دهی

برایم کافی است

حالا تو هی نباش

بالاخره که آوازه من به گوش تو خواهد رسید ....




شاید سال ها بعد...

نمی دانم

شاید خیلی سال بعد

نمی دانم ...

شاید خیلی سال بعد دخترت که عاشق شد

وقتی دیدی دیوانه وار عشق می ورزد به پسری

بی اختیار مرا یاد کنی !!!می بینی؟؟؟

حتی خیلی سال بعد هم هنوز هستند پس لرزه هایی که تورا به هم بریزند.

آوازه ام را به گوشت می رسانم

یک روز بشکنی وقتی که


دخترت را در آغوش می گیری

وبه خودت می یای و زیر لب می گویی....

"چه قدر شبیه یک نفر هستی" و آن یک نفر

قطعا من هستم.


/ 0 نظر / 20 بازدید